محمد يوسف حريرى

323

فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )

- تحقق موجودات و حوادث مختلف جهان دو مرحله دارد يكى مرحله قطعيّت كه هيچ‌گونه دگرگونى در آن راه ندارد و ديگرى مرحلهء مشروط كه در اين مرحله دگرگونى در آن راه دارد و از آن تعبير به مرحلهء محو و اثبات مىشود و گاهى نيز از اين دو تعبير به لوح محفوظ و لوح محو و اثبات مىشود . ( تفسير نمونه ) لوط پيامبرى كه نام « 1 » مباركش 27 بار در قرآن مجيد ( در سوره‌هاى انعام 86 - اعراف 80 - هود 70 و 74 و 77 و 81 و 89 - حجر 59 و 61 - انبياء 71 و 74 - حج 43 - شعراء 160 و 161 و 167 - نمل 54 و 56 - عنكبوت 26 و 28 و 32 و 33 - صافات 132 - ص 13 - ق 12 - قمر 33 و 34 تحريم 10 ) ذكر شده است . به موجب قرآن آن حضرت پيامبرى صاحب فضيلت بود و خداوند به وى علم و حكمت عنايت كرده بود . بنا به اقوال مختلف آن حضرت پسر هاران و برادرزاده و يا خواهرزادهء حضرت ابراهيم و يا پسر خاله و يا برادر حضرت سارا ( عليهم السلام ) بود و با حضرت ابراهيم عليه السّلام از بابل خارج شد و به فلسطين هجرت كرد . او به حضرت ابراهيم ايمان آورد و خود نيز مقام نبوت يافت و بر قوم خويش مبعوث گرديد است اما قوم او ( كه در قرآن به عنوان اخوان لوط نيز از ايشان ياد شده ) به او ايمان نياوردند و زنش نيز از جملهء غير مؤمنين بود . قوم او به انحراف جنسى گرفتار بودند و مستحق عذاب گرديدند . فرشتگانى كه از سوى خداوند مأمور شدند تا بر آن قوم عذاب وارد آورند به رسم ميهمانى به خانهء لوط وارد شدند و گفتند شبانه خود با خاندانت بايد از اين شهر بيرون شويد و به پشت سر خود ننگريد . آن حضرت با خانواده‌اش هنگام سحر از شهر بيرون آمد و فقط همسر او كه پشت سرش نگريست دچار عذاب گرديد ( كه نامش را والهه ضبط كردند ) شهر به امر حق واژگون گرديد و سنگ‌هاى سجيل نشانه‌دار از آسمان فرو ريخت و آن قوم ستمكار را از بين برد . در قرآن مجيد ( در سوره‌هاى نجم و توبه و حاقه ) بر شهرهاى ويران شده عنوان مؤتفكه و مؤتفكات اطلاق گرديده و چنين برمىآيد كه در عذاب اين قوم چند شهر ويران شده است . حضرت لوط به موجب تورات مردم شهر سدوم ( و چند قصبهء ديگر ) را نصيحت مىكرد و بنابر قصص سرزمين سدوم مركب بود از شهرهاى سدوم ، عموره ، صوغر و صبوئيم ( و يا بالع و يا ادمه ) و شهر صوغر از عذاب در امان ماند و حضرت لوط عليه السّلام پس از هجرت از شهر سدوم به آنجا رهسپار شد . ( اعلام قرآن - قاموس قرآن - قصص قرآن ) لؤلو و مرجان يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ ( رحمن - 22 ) - در بعضى روايات به حضرت حسن و حسين ( عليهما السلام ) تأويل شده است . ( فرهنگ لغات قرآن - ج 2 - ص 456 ) لون در دانش تفسيرپژوهى به جائى گفته مىشود كه مفسرى كه متنى را ترجمه مىكند رنگى از هويت و شخصيت و فرهنگ و ديدگاه وى در تفسير ، خود را بروز داده است . بدين جهت است كه در تفسيرپژوهى از زندگى اساتيد ، محيط علمى و فرهنگى و سياسى آثار مؤلف سخن مىرود . ( بينات - ش 17 - ص 51 )

--> ( 1 ) . در زبان عبرى بمعنى پوشش ذكر شده است .